ERROR.exe ERROR.exe
کافیست درخواست نمایید
|
|
جک يک باردر تهران هنگام برگذاري امتحانات به عنوان موضوع انشا اين مطلب داده شد که \'\'شجاعت يعني چه؟\'\' محصلي در قبال اين موضوع فقط نوشته بود : \'\'شجاعت يعني اين\'\' و برگه ي خود را سفيد به ممتحن تحويل داده بود و رفته يود ! اما برگه ي آن جوان دست به دست دبيران گشته بود و همه به اتفاق و بدون استثنا به ورقه سفيد او نمره 20 دادند
جهان سوم جايى است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند خانهاش خراب مىشود و هر کس بخواهد خانهاش را آباد کند بايد در تخريب مملکتش بکوشد پروفسور حسابى بسیجیه میره لاس وگاس ، زنگ میزنه به خانمش میگه : فکر کنم شهید شدم ؟! خانمش میگه چرا؟ میگه : آخه اینجا بهشته عشق مثه پنير مي مونه : زيادش آدمو خنگ مي کنه ! اندازش به آدم تکامل ميده ! و هيچکس هم تا حالا از بي پنيري نمرده اهل دانشگاهم رشته ام علافيست جيبهايم خالي ست پدري دارم حسرتش يك شب خواب! دوستاني همه از دم ناباب و خدايي كه مرا كرده جواب. اهل دانشگاهم قبلهام استاد است جانمازم نمره! خوب ميفهمم سهم آينده من بيكاريست من نميدانم كه چرا ميگويند مرد تاجر خوب است و مهندس بيكار وچرا در وسط سفره ما مدرك نيست! ((چشم ها را بايد شست جور ديگر بايد ديد)) بايد از آدم دانا ترسيد! بايد از قيمت دانش ناليد! وبه آنها فهماند كه من اينجا فهم را فهميدم روزي دروغ به حقيقت گفت : مــــيل داري باهم به دريـــا برويم و شنـــا کنيم ، حقيقــت ساده لــوح پذيرفت و گول خورد . آن دو با هم به کنار ساحل رفتند ، وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد . دروغ حيلــــه گـــر لباسهاي او راپوشيد و رفت . از آن روز هميشه حقيقت عــــريان و زشت است ، اما دروغ در لبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان ميشود دوتا جنينه تو شيكم مامانشون بساط عرق خوري راه انداخته بودن و داشتن پُكر بازي مي كردن كه يهو يكيشون جنگي سيگارشو خاموش ميكنه، ميگه: جمعش كن، جمعش كن، بابا اومد ميدوني رشتيا به بچه اولشون چي ميگن؟ مرحمتي دوستان! به بچه دوم چطور؟ دوستان مارو شرمنده كردن! به بچه سوم؟ دوستان ديگه شورشو درآوردن زنه رشتيه شاكي مياد خونه، با گريه به شوهرش ميگه: خاك بر سر بي غيرتت! يك مرتيكه سبيل كلفت الان سر كوچه بهم متلك انداخت! رشتيه خيلي شاكي ميشه، قمه رو در مياره ميره سر كوچه، خره يارو رو ميگيره، ميگه: اوهوي الدنگ! فكر كردي شهره هرته؟! يا همين الان ميري خانم رو ماچ ميكني و از دلش در مياري، يا من ميدونم و تو نوشته شده توسط دانیال | لینک ثابت | موضوع: |
|
|